یکی از فانتزیام اینه که...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
تو دانشگاه یکی از اساتید تهدیدم کنه ک بهت صفر میدم...
بعد منم در حضور همه برم جلوش سرمو بکوبم ب دیوار بگم...
منو از نمره میترسونی من زندگیمو باختم استاد...
برو از خدا بترس....
بعد یه سیگار روشن کنم رو به غروب حرکت کنم...



موضوعات مرتبط: فانتزی های من

تاريخ : ۱۳٩۱/۱٠/۱٧ | ٦:٥٢ ‎ق.ظ | نویسنده : somaye | نظرات ()